سلام. من قبل از هر جیز بگم که تا 28 سالگیم(اگر بخوام دقیقتر بگم تا 27 سال و 6 ماهگیم) در استان محل تولدم زندگی میکردم که اینجا بهش میگم"وطن". اهو هم شهری هست که مخفف شده و من در حال حاضر بعد از ازدواجم توش زندگی میکنم.
هدف از ساخت این وبلاگ از روز اول این بود که به واسطه ی عکس گرفتن و ثبت لحظات قشنگم، ضمن این که حکم یه دفترچه خاطرات رو داشته باشه برام، بهم یاداوری کنه هر لحظه که نگاه کن الان داره خوش میگذره پس عکس بگیر و ثبتش کن.
یعنی هر لحظه حواس پنج گانه ام رو به کار بگیرم و توجه ام رو معطوف کنم روی لحظات شیرین زندگیم که ازشون غافل نباشم که قدرشونو بدونم که نگم آخرش هیچی از زندگی نفهمیدم. به تعبیری معنی بدم به زندگیم. این مورد خیلی بهم کمک میکنه چه از نظر اینکه شکرگزار باشم چه از نظر اینکه خودمو با کسی مقایسه نکنم، خاطراتمو ثبت کنم و به خودم یادآوری کنم که هی فلانی، اون روزا اینقدرم بد نگذشت.
راستش رو اگر بخواید احتمالا مثلا توی تولد یا سالگرد ازدواج توی سن مثلا هفتاد سالگیم این بلاگ رو هدیه بدم به همسرم که این جا اون رو با عنوان همس جان معرفی کردم و به بچه هام تقدیم کنم که شاید براشون جالب باشه روزای شیرین زندگی پدر و مادرشون چطوری گذشته.
فعلا که این مد نظرمه حالا ببینیم خدا چی میخواد😍