
همس جان میره کمک همکارش که ماشینش خراب شده بحثش پیش میاد بهش میگه اصلا ذرتی باقی نمونده هنوز حرفش تموم نشده همکارش میگه بیا ایناها 🤣 کنار خونشون یه وانتیه با ذرت 🐸
پ ن: آب در کوزه و ما تشنه لبان می گشتیم
خلاصه که ما هم خریدم و همانطور که در تصویر میبینید نوش جان نمودیم😁