سفری به تهستان
اولش خواستم کلی با جزئیات بنویسم اما دیدم ازش چند هفته گذشته و دگر حوصلهای نیست. به هر حال همین که به خودم سخت نگیرم برای ثبت خاطراتم اینم خودش میتونه یه بخش لذت بخش باشه. 😍
ولی واقعا نوشتن خاطره تا وقتی که داغ و دست اوله برای آدم لذت بخش تره. به همین خاطر از این به بعد چشامو بیشتر باز میکنم گوشامم تیزتر تا بتونم هر چیزی رو ثبت کنم.
پن: فایل یکی مونده به نهایی پایان نامه رو ارسال کردم برای استاد.
پن: سفر کاملا به منظور انجام کاری بود. مشابه کارایی که همس جان با اعتماد به نفس انجام میده. 🙃
پن: ۱۳ ساعت توی اتوبوس از اه تا ته، بعد ۱۰ ساعت هم به سمت وطن، بعدش سه چهار روز اون جا بودن، مسموم شدن😂، پری شدن، رفتن به ولات همس، سر زدن به خونواده ها.
پپ: همونطور که حدس زده بودم بعد از این سفر مارکوپولویی و بودن در سه استان😂در فاصله زمانی اندک، جسم و روح و ذهنم نیاز به یک هفته کامل استراحت داشت😂😂😂
پن شاید نهایی: اون عکس دو تا ابمیوه خوشگل ظاهری و کیک رو که میبینید که نسبت به کیک و ابمیوه مشابه در وطن و اهو قیمتشون خیلی زیاد شد. باید عرض کنم خودمتتون که معذرت میخوام ولی به ل*عنت خدا هم نمیارزید😂😂😂 یکی نیست بگه اخه داداش اخه ابجی اینقدر پول میگیرین فدای سرتون حداقل باکیفیت باشه😐
حالا در ادامه هم عکس کیک بستنی که بعد از دو روز از این واقعه در وطن خوردیم هم میذارم که دقیقا یک سوم این قیمت اما با حجم بسیار بالا به نحوی که ما اون شب اصلا دیگه شام نخوردیم هم میذارم.
عکس بعدی هم ترکیب پیراشکی و نسکافه در شب های گرم اهوا هست😍😍
- ۰۲/۰۳/۲۹


